آخرین نظرات

  • وصیتنامه شهید حسین بیدخ

    بسيج شهداي اوزكلا 20.12.1396 18:23
    به حق مي توان شهيد حسين بيدخ را شهيد اويني ديگر خواند كه اينگونه عارفانه و پر مغز از چشمه سار معرفت سيراب ...
     
  • وصیتنامه شهید حسین بیدخ

    arash 26.09.1396 03:47
    سلام و عرض ادب من یادمه وصیت نامه شهید بیدخ بصورت فایل صوتی هم خونده شده بود اگه بتونید بهم بدبد لطف ...
     
  • این هم بگذرد!

    ایمان خلقتی 09.12.1395 04:34
    مو پسر عموی مهران هستم ، یادم میاد که یکی از نمایشهایی رو که این گروه اجرا کرد که محوطه جلوی مسجد ...
     
  • زندگينامه برادر شهيد احمد پور گليان

    محمدجواد شکوری 15.01.1395 12:21
    خدایا مارا ببخش و با این شهدای عزیز که یکی از آنها احمد آقای گل است محشور فرما منتظرم
     
  • شهید احمد پورگلیان

    محمدجواد شکوری 15.01.1395 12:10
    روحش شاد و یادش گرامی وقتی به چهره پر از محبت او می نگرم دلم میلرزد و گاه گاهی اشکم روانه می شود ...

ایمیل سایت

ایمیل سایت جهت ارسال مطالب

Info@bsnd.ir

خاطره ای از خانواده شهیدان پارسافرد(قسمت 1)

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت تمامی دوستان و همسنگران قدیمی

آنچه که بارها در مراسم دیدار با خانواده شهدا مطرح شده، این است که بر خلاف اموات(رحمة الله علیهم) که ذکرشان برای رساندن فیض به ایشان است، در خصوص یاد شهدا، مورد متفاوت بوده و غرض رسیدن فیض به خودمان است.
در جلسه منزل شهیدان چراغ چشم، برادر سلمانپور مطلبی را بیان کردند که واقعاً جای تأمل دارد و آن اینکه، رسیدن به مقام شامخ شهید و شهادت، کاری بس بزرگ است که نیاز به عقبه ای قوی دارد.
کاری که قسمت بزرگی از آن را پدران و مادران شهدا بر عهده داشته و الحق که به خوبی از پس آن بر آمده اند.
تهیه لقمه حلال در شرایط بسیار دشوار و مراقبت از انجام تکالیف دینی، مذهبی و سایر امور، مواردی بودند که اگر رعایت نمی شدند، چه بسا بسیاری از این رشادت ها و دلیری ها و شهادت ها نیز به وجود نمی آمدند.
خاطره ای که در زیر بیان می‌شود، یکی از سیاه ترین روزهای مرحوم ابوی است. ایشان خودشان بیش از ۵ بار این جریان را برایم تعریف کرد، و هربار اشکهای نرمی از گوشه چشمهایش می‌چکید.
خاطره رو از دید مردی سی ساله که صاحب پنج بچه قد و نیم قد است بخوانید؛
.
.
دو روز بود که هیچ چیزی در خانه برای خوردن نداشتیم. سه نمد مالیده بودم که برایش مشتری نمی آمد.( مرحوم ابوی نمدمال بودند که کاری بسیار دشوار و پرزحمت است) پشم های این نمدها دک ( ناخالصی ویژه پشم) داشت و هر مشتری که می آمد میگفتم که دک دارد، نمد را نمیبرد.
ناچار نمدها را روی دوش گرفتم و با پای پیاده به اندیمشک بردم. مشتری بود ولی تا میگفتم دک دارد، نمی خریدند.
خلاصه مرحوم پدر، سه روز با وجود گرسنگی بچه‌ها نمدها را با پای پیاده به اندیمشک می‌برد و بر میگرداند ولی حاظر نمیشود در معامله‌اش، کتمان عیب کند.
آخر سر هم مرحوم پدر بزرگ چند ریالی به عنوان قرض به پدر میدهند تا ایشان معاشی تهیه کنند و چند کیلو پشم برای مالیدن نمدی دیگر.
آن نمدها هم تا مدتها گوشه‌ای خاک می‌خورند تا کسی پیدا می‌شود که با دانستن عیب،آنها را میخرد.
.
.
.
در نظر بگیرید که من حدود چهل سال بعد از وقوع این ماجرا، وقتی شرح آن را میشنیدم، به وضوح رنج و غم ناشی از فشار آن پنج روزی که هیچ چیز در خانه مان برای خوردن نبود را در چهره مرحوم ابوی میدیدم ولی خودش هیچ وقت حتی تصور این را هم نمیکرد که شاید میتوانستم که نگویم پشم نمدها ناخالص است.
.
این بود که وقتی برادر سلمانپور فرمود که حفظ عقبه بسیار مشکل است، با تمام وجود فهمیدم که چه میگوید.
با عرض پوزش از اینکه وقت شریفتان را گرفتم.
اگر قسمت شد، بازهم وقت گرانقدر شما را خواهم گرفت.

نوشته محمدکاظم پارسافر

آخرین مطالب

article thumbnail

دستانی که پیکر شهید را تحویل گرفتند شنیده ام، فردی که در شهیدآباد دزفول سال ها متولی دفن اموات و شهدا بوده است و پیکر علی یار را در قبر گذاشته است چنین روایت کرده است: جنازه های زیادی را توی لحد گذاشته ام و  افراد زیادی را دفن کرده ام، اما این بچه  (شهید علی یار خسروی ) را که دفن کردم، قصه اش متفاوت بود. پیکرش را که از بالا دادند دستم و خواستم بگذارمش توی لحد، با چشمان خودم دیدم که دو د [ ... ]

article thumbnail

دزمهراب : عصر پنجشنبه، مادر «علی یار» ، به سنتِ هر هفته، نشسته است کنار مزارِ پسرش که زن همسایه بی تاب و پریشان خودش را می رساند به مزار علی یار و شروع می کند به پهنای صورت اشک ریختن. مادرِ علی یار می پرسد : «چی شده؟ این چه حال و روزیه ؟ » و زن همسایه لابلای  اشک هایی که قطره قطره، دارند روی مزار علی یار می بارند، با صدایی که گاه بغض،  قطع و وصلش می کند و چانه ای که مدام می لرز [ ... ]

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله     مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهید علییار خسروی       زمان : پنجشنبه 6-12-1394- بعدنماز مغرب و عشا محل تجمع : مسجد ثارالله   -----------------------------  

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله     مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهید روغنیان       زمان : پنجشنبه 22-11-1394- بعدنماز مغرب و عشا محل تجمع : مسجد میثم   -----------------------------  

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله     مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهید غلامحسین عیدیان       زمان : جمعه15-11-1394- ساعت 9 صبح محل تجمع : میدان مقاومت (موشک) - صفی آباد   -----------------------------  

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله     مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهید غلامحسین عیدیان       زمان : پنجشنبه 8-11-1394- بعداز نماز مغرب و عشا محل تجمع : مسجد حجه بن الحسن   -----------------------------  

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله     مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهید غلامعلی خواجه انباردار       زمان : جمعه 1-11-1394- بعداز نماز مغرب و عشا محل تجمع : مسجد 14معصوم   -----------------------------  

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله     مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهید موجودی       زمان : پنجشنبه 18-10-1394 بعداز نماز مغرب و عشا محل تجمع : مسجد حضرت رسول (ص)   شهید علیرضا موج... شهید علیرضا موج... شهید علیرضا موج... شهید علیرضا موج... شهید علی [ ... ]

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله     مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهید غلامعباس جعفری       زمان : جمعه 18-10-1394 ساعت 10 صبح محل تجمع : مسجد امام رضا(ع) کوی طالقانی شهید غلامعباس ج... شهید غلامعباس ج... شهید غلامعباس ج... شهید غلامعباس ج... شهید غلا [ ... ]

article thumbnail

بسم رب الشهدا و الصدیقین   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) السلام علیک یا روح الله میهمان خانواده ای دلاوریم تا معنای صبر و استقامت و جهاد را دریابیم   مراسم ختم صلوات و دیدار با خانواده شهیدان صلواتی زاده       زمان : جمعه 11-10-1394 ساعت 10 صبح محل تجمع : مسجد امیرالمومنین (ع) -----------------------------  

article thumbnail

پارسافر محمدکاظم: از دیگر تصویرهای برجسته زندگی برادرمان علی، نبرد بی امان با منافقین و افشای چهره کریه آنها بود. علی با کمک و همکاری دیگر دوستان ازجمله شهید محمود ثابت قدم، طرح ایجاد جوانان حزب‌الله دزفول را پایه ریزی مینماید تا با شعار جوانان حزب‌الله، پیشمرگان روح‌الله به فعالیت بپردازند. وسعت دامنه فعالیت علی در این تشکیلات، منافقین و خصوصاً چپی ها را به وحشت انداخته بود ت [ ... ]

article thumbnail

نماز. نماز. نماز شهید حسین ،که در جبهه عنکوش شوش بعنوان تدارکات کار میکرد  پس از شهادتش به خواب برادرش ،می آید او میگوید: در حالیکه شب بسیار تاریکی در جبهه حکمفرما بود از طرف عراق نوری بسیار خیره کننده بطرف سنگرهای ما در حرکت بود ،بطوری که احساس می کردیم ماشینی با چراغهای روشن در این شب تاریک به سمت ما در حرکت است ولی چون از دور می آمد  بعلت دوری ،چراغهای ماشین بصورت یک نور افکن واحد [ ... ]

article thumbnail

احمد بي‌سيم‌چي، اهل نماز و تهجد و گريه بود و در اثر تهجد‌ها بود كه صاحب روحي بزرگ شد تا آنجا كه در سخت‌ترين شرايط جنگ با لحني آرام و اطمينان قلب در بي‌سيم پيام مي‌داد . آنهايي كه احمد را از نزديك شناخته‌اند و با او آشنايي داشته‌اند، آن چهره خندان و قيافه مظلوم و بي‌رياي او را به ياد دارند. از بس نحيف و لاغر بود، هر بار كه لباس غواصي را تحويل مي‌گرفت، به شوخي مي‌گف [ ... ]

article thumbnail

حسین سری نترس و دلی مطمئن داشت ،چه قبل از انقلاب ،چه در انقلاب و یا در جنگ ،واهمه ای از رویارویی با خصم در وجودش نبود. در قبل از انقلاب ،زمانی که رسوخ ساواک در همه ابعاد زندگی مردم جا کرده و یک جو کاملا پلیسی و امنیتی بر مردم  حاکم گشته بود بطوری که رفقای چند ساله هم از همدیگر واهمه داشتند که نکند حرفی که رد و بدل شده رفیقش به گوش ساواک برساند و در ایامی که ساواک در همه مدارس ،دبیرستان ه [ ... ]

article thumbnail

شاید برخی از دوستان  یادشان باشد و یا در تاریخ انقلاب خوانده باشند که هسته های اولیه تظاهرات و اعتراضات علیه رژیم پهلوی در دزفول ،عده ای بسیار کم بودند که با گذاشتن نقاب در صورت های خودشان در یک لحظه در مکانی شلوغ از خیابان های دزفول ظاهر می شدند و با سر دادن شعارهایی علیه طاغوت و حکومت ظالم پهلوی ،آگاهی بخشی می کردند و با هجوم ساواک و نیروهای شهربانی به طرف کوچه های پیچ در پیچی که از ق [ ... ]

آب و هوا

اوقات شرعی

سیستم آمار بازدید کنندگان

بازديد امروز :0
بازديد روز گذشته :11
بازديد اين هفته :21
بازديد اين ماه :129
مجموع آمار بازديد ها :11413

درحال حاضر 9 میهمان و هیچ یک از اعضاء آنلاین می باشد.